|
سفره پهن بود. همه دور سفره و مشغول خوردن. پيكي آمد. همه را صدا زد؛ همه خدمتكاران را : « آقا همهتان را كار دارد.» نرفتيم . گفتيم برود و بگويد سر سفرهايم. بعد از غذا رفتيم و انجام وظيفه كرديم. خودشان فرموده بودند: « اگر بالاي سرتان هم شما را خواستم و شما مشغول غذا بوديد، بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود. كافي / ج 6/ ص 289
از نيشابور خيلي فاصله گرفته بوديم. كلي راه آمده بوديم. نزديكيهاي دهسرخ بود. عرضه داشتم: فدايتان گردم! وقت نماز است. حضرت آبي طلب كردند. نداشتيم. با دست مبارك مقداري خاك را كنار زدند. آب از دل خاك بيرون زد. ..... هنوز هم آن چشمه جاريست. شمس الشموس / ص 37
خيلي وقت بود شبهها ي برايش پيش آمده بود. مخصوص او نبود. اين نكتة مسأله مهم اهل حديث بود. آخر تصميمش را گرفت. براي دانستنش خدمت مولايش رسيد. آقاي من! مطالب مختلفي از شما به ما ميرسد و هر كس سخن خود را به شما (اهل بيت ) نسبت ميدهد. اما گاهي اينها با هم نميخوانند. در مقابل اين حرفها و اين شبهات كه بوجود ميآيد چه كنيم. امام بارأفت و ملاطفت هميشگي فرمودند: هر روايتي كه از ما به شماميرسد با قرآن و احاديث (قطعي) مقايسه كنيد. اگر به آن دو شباهت داشت راست است. اگر نداشت دروغ است و ما آنرا نگفتهايم. الوافي/ رساله حول الرويه / ص 24
هر چي داشت و نداشت بخشيد. همه را يكجا، به فقرا. آنهم روز عرفه. فضل كه از نزديكانش بود پيش آمد: ـ با اين بذل و بخشش فراوان ضرر كرديد كه ! ـ ضرر؟! اين كه همهاش سود بود. سپس فرمودند: «كاري را كه براي خدا ميكني زيان مپندار» بحار ، ج 49 / ص 100.
|
درباره وبلاگ![]()
این وبلاگ محل دستنوشته ها، اندرزها، خاطرات و مطالب شخصی یک طلبه است
آرشو مطالبآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دانلود سخنرانی های محرم
چرایی جریان عاشورا 1
زندگینامه شهدای استشهادی لبنان مطالب پیشین |
|
|
|