تبليغاتX
آخوند بلاگ - امام بهشت

آخوند بلاگ

.•. دلنوشته های یه طلبه ساده مثل همه طلبه ها .•.

 

سفره پهن بود. همه دور سفره و مشغول خوردن.

پيكي آمد. همه را صدا زد؛ همه خدمتكاران را : « آقا همه‌تان را كار دارد.»

نرفتيم . گفتيم برود و بگويد سر سفره‌ايم.

بعد از غذا رفتيم و انجام وظيفه كرديم.

خودشان فرموده بودند:

« اگر بالاي سرتان هم شما را خواستم و شما مشغول غذا بوديد، بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود.

كافي / ج 6/ ص 289

 


از نيشابور خيلي فاصله گرفته بوديم. كلي راه آمده بوديم.

نزديكيهاي ده‌سرخ بود. عرضه داشتم: فدايتان گردم! وقت نماز است.

حضرت آبي طلب كردند. نداشتيم. با دست مبارك مقداري خاك را كنار زدند.

آب از دل خاك بيرون زد.

.....

هنوز هم آن چشمه جاريست.

شمس الشموس / ص 37


خيلي وقت بود شبهه‌ا ي برايش پيش آمده بود.

مخصوص او نبود. اين نكتة مسأله مهم اهل حديث بود.

آخر تصميمش را گرفت. براي دانستنش خدمت مولايش رسيد.

آقاي من! مطالب مختلفي از شما به ما مي‌رسد

و هر كس سخن خود را به شما (اهل بيت ) نسبت مي‌دهد.

اما گاهي اين‌ها با هم نمي‌خوانند. در مقابل اين حرفها و اين شبهات كه بوجود مي‌آيد چه كنيم.

امام بارأفت و ملاطفت  هميشگي فرمودند:

هر روايتي كه از ما به شمامي‌رسد با قرآن و احاديث (قطعي) مقايسه كنيد.

اگر به آن دو شباهت داشت راست است. اگر نداشت دروغ است و ما آنرا نگفته‌ايم.

الوافي/ رساله حول الرويه / ص 24


هر چي داشت و نداشت بخشيد. همه را يكجا، به فقرا.

آنهم روز عرفه. فضل كه از نزديكانش بود پيش آمد:

ـ با اين بذل و بخشش فراوان ضرر كرديد كه !     

ـ ضرر؟! اين كه همه‌اش سود بود.

سپس فرمودند: «كاري را كه براي خدا مي‌كني زيان مپندار»

بحار ، ج 49 / ص 100.

 

+نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت11 بعد از ظهرتوسط قهرمانی | |

مطالب پیشین
اينم کفاره ي گناهاي اين ماهمون
امام بهشت
دنیای ما
از اون حرفا !
ماه سوزاندن
در بند چی هستیم؟!
بي‌قرار شما
سبز یا پرچم؟
رای نمیدم، میدم ؟!!
یاری که آسمونی شد
بانوی بهشت
دلتنگی آسمون
سوالهای بی جواب از اهل سنت
کدومشو می پسندی؟!
بازم فکه!
امام مي آيد
انقلاب در انقلاب
مگه می شه؟!
کدام جمعه؟!
لحظه لحظه انتظار !
سوگ زیتون
ادب وفا
انتفاضه کفش
تولد اسلام ولائی
اعتیاد !!!
قربانی
گفتار و رفتار !!!
دروغ !
اسباب بازی
عاشق !!!